فهرست

تفسیر آیه (بسم الله … ) جلسه 4

 

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ،
وَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.


تفسیر آیه شریفه «بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ»


۱. مقدمه و پیوستگی مباحث پیشین

در ادامهٔ مباحث گذشته دربارهٔ آیه شریفه «بسم الله الرحمن الرحیم»، بحث این جلسه بر تحلیل جامع‌تر جایگاه عرشی و تاریخی این آیه تمرکز دارد. در آغاز، استاد یادآور می‌شوند که «بسم الله» اعظمِ آیات قرآن است و در مقام عرش الهی جایگاهی ویژه دارد، ازاین‌رو شایسته است که پژوهش دربارهٔ آن با دقت و تفصیل انجام گیرد.

در مباحث پیشین، پیشینهٔ نزول این آیه در ادیان و کتاب‌های آسمانی گذشته مطرح شد. روایات متعددی دلالت دارند که اول ما نزل فی کل کتاب بسم الله الرحمن الرحیم بوده، یعنی نخستین آیه در همهٔ کتب آسمانی همان بسم الله است. اما سؤال مهمی که طرح شد این بود که چرا در نسخه‌های تورات و انجیل کنونی این آیه وجود ندارد؟

پاسخ داده شد که احتمال تحریف، بلکه یقین به تحریف در این حوزه وجود دارد، زیرا با وجود شهادت روایات بر نزول این آیه در همهٔ کتب، هیچ نشانه‌ای از آن در متون فعلی دیده نمی‌شود. بنابراین یا در نگارش‌های بعدی حذف شده، یا به زبان دیگر و با تعابیری غیر از واژهٔ عربیِ بسم الله آمده است.


۲. وجه اشتراک حضرت سلیمان و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

در روایات به‌ویژه در عیون أخبار الرضا (ع) از امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است که:

«لَم يُشْرِكْ مَعَهُ فِيهَا أَحَدٌ مِنْ أَنْبِيَائِهِ مَا خَلَا سُلَيْمَانَ فَإِنَّهُ أُعْطِيَ مِنْهَا بَسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ.»

یعنی خداوند پیامبر اسلام را به سورهٔ حمد و بسم الله اختصاص داد، و از میان انبیا تنها سلیمان در این موهبت شریک بود. دلیل این امر در قرآن روشن است: إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ (نمل/۳۰).

سپس وجه شباهت میان آن دو تبیین می‌شود: سلیمان به پادشاهی بر زمین رسید و سلطنتی فراگیر یافت؛ پیامبر اکرم نیز وارث حقیقت دین جهانی و صاحب ولایت کلی بر کائنات است. همچنان‌که قلمرو سلیمان سراسر زمین بود، شریعت محمدی نیز فراگیر و جهانی است. ازاین‌رو می‌توان گفت هر دو پیامبر در مقامِ ظهور دین جهانی و سیطره بر مُلک الهی، در بسم الله اشتراک دارند.

با وجود تفاوت مقامات، جلوهٔ بسم الله برای سایر انبیا نیز وجود داشته، اما تجلی آن در امت محمدی فراگیر و باقی است. چنان‌که در روایت آمده:

«عَلَي مَن قَرَأَهَا مُعْتَقِداً لِمَوَالاتِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ … أَعْطَاهُ اللّٰهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حَسَنَةً.»

ثمرهٔ بسم الله نه‌تنها خاص پیامبر بلکه شامل امتِ مؤمنِ موالی اهل‌بیت نیز هست، و این استمرار همان شجرهٔ طیبه در تاریخ ایمان است.


۳. جمع میان روایات دربارهٔ پیشینهٔ بسم الله

یکی از نکات لطیف در جلسه این است که برای اختلاف روایات، راه جمعی ارائه شد. برخی از بسم الله‌های منسوب به پیامبران، غیرعربی بوده‌اند. بنابراین ممکن است در هر دین، با زبان و لفظ خاص همان قوم نازل شده باشد. ویژه بودن لفظ «بِسْمِ اللّٰهِ» برای حضرت سلیمان در قرآن، گواه آن است که بسم الله وی به عربی نویسا و الهام خاصی از جنسِ کتابتِ انبیاء بود.

نیز احتمال داده شد که کاربرد کتابتیِ بسم الله (در نامه‌ها و مکتوبات) مخصوص سلیمان بوده، در حالی که دیگر پیامبران گرچه «مضمون» بسم الله را داشتند، اما از آن در اسناد نوشتاری خود بهره نمی‌گرفتند. نمونهٔ قرآنی آن نامهٔ بلقیس است که با جملهٔ مشهور: إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ آغاز شد و تأثیر شگرفی در هدایت او نهاد.

به همین دلیل، نگاشتن هر مکتوب با “بسم الله” تأثیر معنوی و روحی خاصی دارد؛ چنان‌که القای نامهٔ سلیمان بر بلقیس سبب تحول او شد. در نتیجه، تصدیر هر نوشته به «بسم الله» سبب نزول برکت و نفوذ در قلوب است.


۴. تقابل بسم الله با شعارهای شرک‌آلود

در پایان بحث اشاره شد که مشرکان مکه در عبادات خود می‌گفتند: بِاسْمِ اللّاتِ وَالْعُزّى. در این تقابل تاریخی، «بسم الله الرحمن الرحیم» مرز میان توحید و شرک است. یکی یادآور خدای واحد با دو صفت رحمان و رحیم، و دیگری یادآور بت‌های بی‌جان و مظاهر باطل. از این رو، ذکر بسم الله نمادِ نظام الهی در برابر نظام جاهلی و رمز استقلال فرهنگی اسلام است.


۵. بسم الله؛ جزء قرآن یا فاصلۀ سوره‌ها؟

در پایان جلسه، استاد وارد یکی از قدیمی‌ترین مناقشات تفسیری شدند: آیا بسم الله جزء سوره‌ها و قرآن محسوب می‌شود یا تنها جداساز میان سوره‌هاست؟ در میان اهل‌سنت اختلاف است؛ عبدالله بن مسعود و برخی حنفیان منکر جزئیت آن در قرآن‌اند و بر روایت «انس بن مالک» تکیه کرده‌اند که گفته بود:

«صَلَّيْتُ خَلْفَ النَّبِيِّ وَالْخُلَفَاءِ الثَّلَاثَةِ فَكَانُوا يَسْتَفْتِحُونَ بِالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَلَا يَذْكُرُونَ بسم الله فِي أَوَّلِ الْقِرَاءَةِ وَلَا آخِرِهَا.»

اما استدلال ایشان سست است، زیرا خود آنان پذیرفته‌اند که «لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب» و از سوی دیگر بسم الله نخستین آیهٔ همان سوره است. چگونه ممکن است بخشی از سوره را در نماز حذف کرد؟ قرآن و جمهور امت اسلامی بر خلاف آنانند، و بنابر نقل مسلم در همان صحیح آمده است که پیامبر فرمود: «أُنْزِلَتْ عَلَيَّ سُورَةٌ فَافْتَتَحْتُهَا بِبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ.»

پس بدون تردید بسم الله جزئی از قرآن و جزئی از سورهٔ حمد است، و تنها سورهٔ توبه است که بدون بسم الله آغاز شده است. فخر رازی نیز تصریح کرده است: لا يَنبغِي أن يُتكلّم في كونها مِن القرآن، لأنّه مُتَّفَقٌ عليه بين الأمة.


خلاصهٔ تحلیلی درس چهارم:
این جلسه به تبیین پیوند بسم الله با پیامبر خاتم و سلیمان نبی، بیان وجوه جمع میان روایات، بررسی جایگاه کتابتی آن در میان ادیان، و در نهایت اثبات جزئیت بسم الله از قرآن پرداخت. نتیجه آن شد که بسم الله آیه‌ای عرشی، آغازگر هر وحی، و معیار تمایز دین توحیدی از شرک است. تلاوت و کتابت آن در هر آغاز، استمرار همان نور نخستین در امت محمدی است.

کلمات کلیدی: بسم الله الرحمن الرحیم، حضرت سلیمان، پیامبر اسلام، عیون اخبار الرضا، تحریف کتب آسمانی، جزئیت بسم الله، صحت قرائت نماز، تقابل توحید و شرک.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *