اجتهاد و تقلید – جلسه سوم
مقدمه: جایگاه اجتهاد و تقلید در اصول و فقه
بسماللهالرحمنالرحیم، الحمدلله رب العالمین، وصلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اللعن الله علی اعدائهم اجمعین.
همانطور که پیشتر بیان شد، اگرچه ریشه برخی مباحث اجتهاد و تقلید در علم کلام قابل شناسایی است، اما مباحث دقیق و تخصصی آن باید در حوزه اصول فقه پیگیری شود. با وجود اینکه میتوان از زاویهای به آنها به عنوان مسائل فقهی نیز نظر کرد، خصوصاً از جهت فروعات عملی در فقه.
محل مطرح کردن اجتهاد و تقلید
برخی بزرگان قائل به تفکیکاند: اجتهاد در علم اصول و تقلید در علم فقه بحث شود؛ چراکه تقلید با عمل مکلف مرتبط است و اجتهاد با استنباط و تلاش علمی پیوست دارد. در عین حال، بخش قابل توجهی از مباحث اجتهاد و تقلید را میتوان در اصول فقه مطرح کرد؛ همانطور که برخی از متقدمان و متوسطین اصولی (قرون ۱۰ تا ۱۲ هجری) چنین کردهاند. بنابراین، بحث آنها در اصول فقه کاملاً منطقی و مطابق سیره علما است.
معنای لغوی اجتهاد
اجتهاد لغوی از «جهد» (با ضمه یا فتحه جیم) مشتق شده است. اگر از «جهد» با ضمه باشد به معنای وسع و طاقت است، یعنی تلاش به اندازه توان. اگر از فتحه باشد به معنای مشقت و به زحمت افتادن خواهد بود. لذا، اجتهاد یا به معنای عمل با تمام وسع است یا با تحمل سختی و مشقت.
استفاده از هر دو ریشه موجب شده که اجتهاد در لغت، لفظی با نوعی اشتراک لفظی باشد و ابهام در معنای دقیق آن به وجود آید.
معنای اصطلاحی اجتهاد
در اصطلاح اصولیان مشهور، اجتهاد را اینگونه تعریف کردهاند:
استفراغ الفقیه وُسْعَه فی تحصیل الحکم الشرعی الفرعی
یعنی فقیه نهایت تلاش علمی خود را برای دستیابی به حکم شرعی فرعی از ادله به کار گیرد.
یا اینکه اجتهاد را ملکهای نفسانی میدانند که بر اثر آن فقیه توانایی استنباط احکام از منابع تفصیلی را پیدا میکند. گاهی بر این ملکه تأکید میشود، گاهی بر فعل بیرونی استفراغ وسع.
بررسی اشکالات بر تعریف اجتهاد
- اشکال اول: دور در تعریف
اگر تعریف اجتهاد را «استفراغ فقیه وسع خود» بگذاریم، میگویند فقیه کسی است که صاحب ملکه اجتهاد باشد و اجتهاد هم فعلی است که از فقیه صادر میشود؛ این موجب دور میگردد. پاسخ: این دور حقیقی نیست؛ زیرا فقه مقدم ذهنی اجتهاد است و اجتهاد مقدم خارجی فقه. باید بین وجود ذهنی (درک و ملکه فقه در ذهن) و وجود خارجی (تحقق اجتهاد عملی) تفکیک نمود. - اشکال دوم: خروج اجتهاد متجزی از تعریف
اگر «فقیه» را در تعریف اجتهاد شرط کنیم، کسانی که مجتهد متجزی هستند (تخصص در بخشی از فقه) خارج میشوند، زیرا فقیه به معنای آشنا به ابواب فراوان فقه است. پاسخ: اگر فقیه را «کسی که ملکه فقه به معنای قدرت استنباط حکم شرعی از ادله دارد» تعریف کنیم، هم مجتهد مطلق و هم متجزی را شامل میشود. - اشکال سوم: تقسیم اجتهاد به صحیح و فاسد
برخی اجتهاد را به صحیح و فاسد تقسیم کردند. اگر فقیه را شرط بگذاریم، اجتهاد فاسد منتفی است. پاسخ: اساساً چیزی به نام «اجتهاد فاسد» به معنای واقعی نداریم. اجتهاد حرکتی علمی است برای نیل به حکم شرعی، یا به واقع اصابت میکند یا نمیکند؛ اما هر حرکتی که غیر روشمند/غیراصولی انجام شود اجتهاد شمرده نمیشود.
جمعبندی پایانی
تفاوت اعتبار ذهنی و خارجی (ملکه فقه در ذهن و ظهور اجتهاد عملی) باید مورد توجه قرار گیرد تا از خلط مباحث جلوگیری شود. در ادامه، لازم است باقی بحث اجتهاد و سپس تقلید به طور منظم دنبال شود تا فترهای میان دو بحث پدید نیاید.