فهرست

تمهید القواعد جلسه 45

 

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

اَلْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، وَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.

قاعدهٔ هشتم از کتاب تمهید القواعد شهید ثانی

جلسهٔ چهل‌وپنجم – تتمهٔ بحث واجب عینی و کفایی، فروع فقهی نماز میّت


۱. مقدمهٔ بحث

در ادامهٔ مباحث پیشین دربارهٔ قاعده هشتم، یعنی فرق میان الواجب العینی و الواجب الکفائی، شهید ثانی در این جلسه به تبیین آثار و فروعات فقهی این دو نوع وجوب پرداخته و نمونه‌های عملی همچون نماز میّت را بررسی می‌کند. او در ابتدای جلسه یادآور می‌شود که پس از تعریف واجب عینی و کفایی در جلسات گذشته، اکنون باید به فروع مترتب بر این دو پرداخت.


۲. فرع نخست: نماز میّت و کفایت فعل واحد از دیگران

شهید می‌فرماید:

«إذا صلّى على الجنازة واحدٌ من المکلَّفین، کفَى عن الباقین.»

یعنی با تحقق نماز میّت توسط یک مکلف، وجوب از گردن سایر مکلفان ساقط می‌شود، زیرا خطابِ وجوب در اینجا نوع کفایی دارد. خواه آن مکلف مرد باشد یا زن، در اصلِ سقوط تکلیف تفاوتی نیست، و بنابر اصالت صحت، عمل او مجزی از بقیه است.

اما شهید در ادامه نکته‌ای اصولی مطرح می‌سازد: آیا شرط است که این مصلی (نمازگزار میّت) عادل باشد؟ زیرا به ظاهر از آیهٔ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» می‌توان استنباط کرد که قول فاسق بدون تبیّن پذیرفته نیست. ایشان می‌فرماید:

«إنّ الفاسق لا یُقبل خبرُه، لأنّ الآیةَ أمرت بالتثبّت فی خبره، لكن من جهة أخرى صلاةُ الفاسق فی نفسها صحیحة، باعتبار أصالة الصحة فی فعل المسلم.»

بنابراین، هرچند از حیث خبر و نقل، فاسق مورد اعتماد نیست، اما از حیث فعل عبادی، نمازش صحیح است و به مقتضای أصالة الصحّة، امتثال حاصل است. پس اگر فاسق نماز میّت را خواند، بنابر اقوی، تکلیف از دیگران ساقط می‌شود، چون ملاک در وجوب کفایی تحقق فعل است نه عدالت فاعل.


۳. فرع دوم: نماز میّت طفل ممیز

سپس شهید ثانی به فرض دیگری می‌پردازد: اگر نماز میّت را طفلی ممیز بخواند ـ یعنی کسی که به حدّ تشخیص خیر و شر رسیده اما هنوز مکلف به تکلیف شرعی نیست ـ آیا فعل او کفایت از تکلیف دیگران می‌کند یا نه؟

ایشان می‌ فرماید دو وجه در مسأله وجود دارد:

  • اگر عبادات طفل ممیز را شرعی بدانیم (یعنی مأمورٌبه حقیقی توسط شارع)، نماز او مشروع و مجزی است.
  • اما اگر عبادت او را تمرینی بدانیم (صرف تمرین بر عبادت بدون خطاب شرعی)، نماز او مجزی نخواهد بود.

و در پایان می‌گوید: ظاهر آن است که عبادات طفل، هرچند ثواب دارد، اما شائبهٔ تمرینیه بر آن غلبه دارد و نه شرعیه، بنابراین کفایت نمی‌کند مگر از باب استحباب و مشارکت ظاهری.


۴. فرع سوم: نماز جماعت و تعدد مصلیان

اگر بر جنازه بیش از یک نفر نماز بخوانند، گاه این تعدد به صورت هم‌زمان است (جماعت و فرادى)، و گاه متعاقباً (یکی پس از دیگری). شهید در تحلیل این حالت می‌نویسد:

«إنّ سقوط الوجوب لا یتحقق بمجرّد شروع الأول فی الصلاة، بل بعد الفراغ منها.»

یعنی صرف شروع فرد اول در نماز میّت، موجب سقوط تکلیف از دیگران نیست، بلکه باید نماز او کامل شود تا وجوب از بقیه ساقط گردد؛ چون تحقق امتثال وابسته به اتمام عمل است، نه شروع آن.

پس اگر نماز دوم در حالی آغاز شود که نماز اول هنوز تمام نشده، هر دو وظیفهٔ وجوبی دارند. اما اگر دومی پس از فراغ اولی نماز گزارد، حکم او داخل در بحث بعدی (نافله بودن یا نبودن) خواهد بود.


۵. فرع چهارم: تعدد نماز میّت پس از سقوط تکلیف

شهید این مسأله را چنین طرح می‌کند: اگر پس از آنکه نماز میّت به‌صورت صحیح توسط دسته‌ای انجام شد، فرد یا گروه دیگری دوباره برای همان میّت نماز بخوانند، این نماز دوم چه حکمی دارد؟

دو قول در اینجا هست:

  • قول اول: همه‌ نمازها واجب‌اند، زیرا غرضِ مولا ترغیب به کثرت مصلین است و ثواب فریضه بیش از نفل است.
  • قول دوم (أقوی): نماز دوم و سوم نافله محسوب می‌شود، زیرا خطاب واجب پس از امتثال نخست ساقط شده است.

شهید قول دوم را ترجیح می‌دهد و می‌فرماید:

«لأنّ الفرضَ قد سقط بالأول، ولا معنى للواجب بعد السقوط.»

در عین حال، اگر کسی به امید ثواب بیشتر نماز دوم را بخواند، اعمال او از باب قربت پذیرفته می‌شود، زیرا نیت قربت شرط صحت است.


۶. نیت وجوب و استحباب در امتثال

شهید در پایان جلسه، نکته‌ای دقیق در باب قصد الوجه (نیت وجوب یا استحباب) مطرح می‌کند: این بحث در جایی معنا دارد که قصد وجه را در عبادت معتبر بدانیم. اگر قصد وجه واجب باشد، نماز دوم باید با نیت نافله خوانده شود و ثوابش به اخلاص شخص ناظر بستگی دارد. اما اگر قصد وجه را شرط ندانیم، هر دو صورت داخل در عنوان قربت‌اند و نیت مطلق قربت کافی است:

«یبقى جعله فرضاً أو نفلاً راجع إلى الله تعالى من جهة الإثابة علیه.»

یعنی تعیین نهایی فرض یا نفل بودن، به مشیت الهی در اعطای ثواب بازمی‌گردد.


۷. نتیجه و پایان جلسه

با این فروع، شهید زنجیرهٔ بحث در وجوب کفایی را به‌صورت عملی کامل می‌سازد. نتایج به شرح زیر است:

  • فعل یک نفر مکلف در واجب کفایی کفایت از بقیه می‌کند.
  • عدالت فاعل شرط صحت امتثال نیست، زیرا نماز فاسق نیز صحیح است.
  • عبادت طفل ممیز محل خلاف است و أقرب، تمرینی بودن آن است.
  • نماز دوم پس از سقوط فرض، نافله است.
  • نیت وجه (قصد وجوب یا استحباب) در ثواب و عنوان شرعی اثر دارد اما در اصل صحت دخیل نیست.

در پایان، شهید وعده می‌دهد که فرع بعدی در جلسه‌ی آینده مطرح خواهد شد.


خلاصه نهایی:
جلسهٔ چهل‌وپنجم به بررسی فروع وجوب کفایی اختصاص دارد، به‌ویژه نماز میّت به‌عنوان نمونهٔ واضح واجب کفایی. بنابر نظر شهید ثانی، فعل واحد از واحد مکلف موجب سقوط تکلیف از بقیه است، و تعدد نمازگزاران بعدی حکم نافله دارد. عدالت و فسق در اصل کفایت نقشی ندارد و عبادت طفل ممیز بدون مشروعیت معتبر، تمرینی دانسته می‌شود. در نتیجه، قصد قربت در تمام این افعال ملاک صحت است و تعیین فرض یا نفل بودن در داوری الهی است.

کلمات کلیدی: واجب کفایی، واجب عینی، نماز میّت، عدالت و فسق، اصالة الصحة، قصد وجه، نافله بودن، شهید ثانی.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *