فهرست

تمهید القواعد جلسه 17

 

تمهید القواعد – جلسه هفدهم

پایان قاعدهٔ اول: بررسی قید «الأدلة التفصیلیة» و تمایز فقیه از مقلد

در ابتدای جلسه استاد یادآور می‌شود مباحث پیشین به تبیین قید «المکتسب من أدلتها التفصیلیة» اختصاص یافت. اکنون توضیح داده می‌شود که چرا این قید در تعریف، علم مقلد را از فقه خارج می‌سازد و چرا عنوان «فقیه» تنها شایستهٔ مجتهد است.

۱. نقش قید «التفصیلیة» در خروج علم مقلد

شهید ثانی در تعریف آورده‌اند: الفقه هو العلم بالأحکام الشرعیة العملیة المکتسب من أدلتها التفصیلیة. مقصود از قید التفصیلیة آن است که علم به احکام شرعی، تنها هنگامی فقه نام دارد که از دلایل خاص و تفصیلی استنباط شود. علم مقلد از چنین منشأی برخوردار نیست، زیرا وی از ادلهٔ تفصیلی استفاده نمی‌کند بلکه از دلیل اجمالی بهره می‌برد.

«و بقولنا التفصیلیة یخرج العلم للمقلد فی المسائل الفقهیة، فإنه لا یُسمّى فقهاً بل تقلیداً».

علم مقلد، علمی است اجمالی و غیر استدلالی. او برای همهٔ مسائل فقهی تنها به یک قیاس کلی تمسک می‌جوید:

کل ما أفتى به الفقیه فهو حکم الله.

در هر مسئله‌ای همین قیاس را تکرار می‌کند و از آن، تکلیف خود را می‌فهمد، بی‌آنکه به ادلهٔ خاص هر حکم مراجعه کرده باشد؛ پس علم او علم اجمالی است نه تفصیلی.

۲. تحلیل قیاس مقلد و مبنای آن

مقلد در ذهن خود چنین می‌اندیشد: «هر آنچه فقیه بر پایهٔ ادله استنباط کند همان حکم خداست، پس عمل من به فتوای او عمل به حکم الله است.» این قیاس، برای او حجت شرعی در مقام امتثال محسوب می‌شود؛ اما از منظر تحلیل معرفتی، حاصل آن علم تفصیلی نیست بلکه نوعی التزام اجمالی است.

از این رو، گفتنِ اینکه علم مقلد «علم اجمالی» است به معنای «ابهام» نیست، بلکه به معنای «جمع و کلی بودن» است؛ یعنی علمی است که جامع همهٔ جزئیات فقهی می‌باشد بدون آنکه دربارهٔ هر جزئی مستقلاً دلیل آورد.

۳. تفاوت علم فقیه و مقلد

  • فقیه از وسائط متعدد و منابع خاص چون قرآن، سنت، عقل و اجماع بهره می‌گیرد و از آنها احکام تفصیلی استخراج می‌کند.
  • مقلد تنها واسطه‌ای واحد دارد، یعنی عبارت کل ما أفتى به الفقیه فهو حکم الله. او به صورت کلی ملتزم به احکام صادر از فقیه است.

بدین ترتیب علم فقیه تفصیلی و استدلالی است، و علم مقلد کلی و التزامی.

۴. معنای فقه و گسترهٔ آن در کاربردها

فقه در زبان و نصوص شرعی کاربردهای متعددی دارد:

  1. به معنای مطلق فهم و درک؛ چنان‌که در تعبیر قرآنی لیتفقهوا فی الدین.
  2. به معنای معرفت نسبت به احکام شرعیه، چه از راه اجتهاد و چه از راه تقلید؛ در این معنا عام است.
  3. به معنای خاصّ: علم به احکام شرعی عملی که از ادلهٔ خاص و تفصیلی استنباط شده باشد؛ این معنا ویژهٔ مجتهد است.

بنابراین اطلاق عنوان «فقیه» بر مقلد تنها در معنای عام یا در استعمالات عرفی صحیح است، اما در معنای فنی و اصطلاحی، فقیه همان مجتهد است.

۵. ملکهٔ فقاهت و وجه اختصاص آن به مجتهد

استاد سپس توضیح می‌دهد که چرا فقه علاوه بر علم استدلالی، نوعی ملکهٔ نفسانی به شمار می‌آید:

فَقیه به جهت ممارست در ادله و دقت در کلمات کتاب و سنت، به حالتی می‌رسد که احکام شرعی به صورت ملکه در نفس او استقرار می‌یابد.

ملکه یعنی ثبوت استعداد و حضور ذهن دائم نسبت به احکام، به‌طوری‌که با اندک مراجعه به منابع، حکم را درمی‌یابد. این ملکه در مقلد وجود ندارد، زیرا او اهل نظر و استنباط نیست.

۶. ملاکِ اطلاق عنوان فقیه

چرا عنوان فقیه تنها به مجتهد اطلاق می‌شود؟

  • چون فقه در اصطلاح از ریشه‌ای گرفته شده که به معنای درک عمیق و تحصیل ملکهٔ فهم احکام است.
  • به قرینهٔ وضع الفاظ علوم بر ملکات (مانند نحوی، متکلم، اصولی)، عنوان فقیه نیز برای صاحب ملکهٔ فقاهت وضع شده است.
  • عبارت «العلم بالأحکام الشرعیة» با الف و لام استغراق آمده، که دلالت بر احاطه به جمیع احکام دارد؛ این احاطه جز در مجتهد حاصل نمی‌شود.

بنابراین، اگر موضوع علم را «ملکه» بدانیم، مقلد خارج است. اما اگر موضوع صرف «ادراک» باشد، می‌توان مقلد را نیز از حیث لغوی فقیه دانست؛ گرچه این استعمال مجاز است نه حقیقی.

۷. بررسی اجمال و عموم در دلیل مقلد

برخی گفته‌اند دلیل مقلد عام است نه مجمل؛ لیکن استاد تصریح می‌کند که «اجمال» در اینجا به معنای «جمع تفاصیل در کلی واحد» است، نه ابهام. پس علم مقلد، علمی است جامع، نه مبهم. در حالی‌که علم فقیه بر پایهٔ وسائط گوناگون و ادلهٔ متعدد بنا می‌شود.

۸. نتیجه: فقه، علمِ استدلالی و ملکه‌ای

از مجموع مباحث این نتیجه حاصل می‌شود:

  • فقه در اصطلاح علمِ استدلالی است که از ادلهٔ تفصیلی احکام عملی استخراج می‌شود.
  • فقیه کسی است که در اثر ممارست با ادله و تمرین استنباط، ملکهٔ فقاهت در او پدید آمده است.
  • مقلد با دلیل اجمالی و التزام کلی عمل می‌کند؛ علم او فقه اصطلاحی نیست.
  • بنابراین، لفظ فقه بر علم مقلد به نحو مجاز اطلاق می‌شود، نه به طور حقیقی.

۹. پایان بخش تعریف فقه

در خاتمه، استاد یادآور می‌شود که مباحث واژگانی و تحلیلی تعریف فقه تا اینجا به پایان رسیده است و می‌فرماید:

«البحث فی بیان التعریف قد تمّ، و فی الجلسة القادمة نتعرّض للإیرادات الواردة علیه إن شاء الله»


 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *