«بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ»
الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ
وَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ
تفسیر آیه شریفه «بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ»
جلسه پنجاهوهفتم — بررسی «اسم اعظم» و ارتباط آن با لفظ جلاله «اللَّه»
۱. مقدمهٔ ورود به مبحث جدید
در این جلسه، مفسر با حفظ پیوند منطقی با مباحث گذشته دربارهٔ اشتقاق لفظ جلاله «اللَّه»، وارد حوزهای گستردهتر میشود که عبارت است از: «اسم اعظم الهی». او تأکید میکند که اگرچه بحثهای لغوی و روایی دربارهٔ لفظ «اللَّه» تا حدّ زیادی تبیین شدهاند، اما مرتبهٔ نهایی فهمِ حقیقت این اسم، جز با توضیح نسبت آن با اسم اعظم کامل نمیشود.
۲. طرح دیدگاه مفسران در باب «اسم اعظم»
مطابق با نقل مفسر از تفسیر الصراط المستقیم، ادعایی مطرح است مبنی بر اینکه:
«اسم شریف اللَّه همان اسم اعظم الهی است.»
این قول با دلایل متعدد تأیید شده است، که در ادامه به تفصیل آمدهاند:
۳. دلایل بر برتری لفظ «اللَّه» بر دیگر اسماء و انحصار آن به عنوان اسم اعظم
الف) انحصار در کلام وحی و رسالتهای الهی
لفظ «اللَّه» در تمام کتابهای آسمانی و بر زبان همهٔ انبیا استعمال شده و هیچ دینی از این اسم خالی نیست. آیهٔ شریفهٔ «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» شاهدی قرآنی است بر اینکه تمامی انسانها، با هر ملت و مذهبی، در خالقیت و ربوبیت «اللَّه» متفقاند.
ب) تقدم بر سایر اسماء الهی
تمامی اسمای الهی با «اللَّه» بهکار میروند: اللَّه هو الرزاق، اللَّه هو العزیز، اللَّه هو الحکیم. اما هیچ اسمی دیگر وصف برای «اللَّه» واقع نمیشود. این تقدم وصفی نشان از ذاتی بودن مقام اسم جلاله دارد و دلالت بر جامعیت و محوریت آن نسبت به دیگر اسمای حسنی میکند.
ج) دلالت بر ذات مستجمعهٔ صفات کمال
«اللَّه» دلالت میکند بر ذاتی که مستجمع جمیع صفات جمالیه و جلالیه است. به تعبیر مفسر: «هیچ صفتی از صفات الهی از حوزهٔ احاطهٔ این اسم بیرون نیست.» از این جهت، تنها اسمی است که بر تمام صفات دلالت دارد، و لذا اعظم الأسماء محسوب میشود.
د) کثرت استعمال در قرآن کریم
تعداد ذکر لفظ «اللَّه» در قرآن — با احتساب «بسمالله»ها — حدود ۲۸۱۲ مرتبه برشمرده شده است. هیچ اسمی دیگر به این اندازه در قرآن تکرار نشده و این کثرت استعمال نشانهٔ برتری و اقتدار معنایی آن است.
ه) محوریت در توحید و شهادتین
شهادت توحید جز با این اسم محقق نمیشود: «لا إله إلا اللَّه». از همین رو، مفسر این اسم را محور تحقق عبودیت دانسته و تصریح میکند که اظهار یکتاپرستی جز با ذکر آن ممکن نیست.
و) پیوستگی با شرافت رسالت
نام شریف پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در اشرف عناوینش با همین اسم پیوند دارد: «عَبْدُاللَّه». عبودیت و رسالت در کنار هم معنا مییابند و این ارتباط نشانهٔ شرافت فوقالعادهٔ این لفظ در نظام معرفتی اسلام است.
۴. استجابت دعا و نقش «اللَّه» در مناجاتها
در دعای سحر ماه رمضان آمده است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا تُجِيبُنِي حِينَ أَدْعُوكَ، فَأَجِبْنِي يَا اللَّهُ». این عبارت نشان میدهد که مَحور استجابت دعا، ذکر «یا اللَّه» است. یعنی عبد وقتی خدا را با این اسم بخواند، از سایر اسماء تأثیرگذارتر است و باطن دعای او به اجابت نزدیکتر میشود.
۵. اختلاف آراء دربارهٔ «ماهیت اسم اعظم»
مفسر در ادامه دو دیدگاه اصلی را مطرح میکند:
- گروه نخست: معتقدند اسم اعظم از عالم حروف و الفاظ است (یعنی لفظی حقیقی که خاصیت اجابت دارد)، چنانکه اکثر محققان این نظر را پذیرفتهاند.
- گروه دوم: قائلاند که اسم اعظم از عالم معانی و مراتب کونیه است، نه لفظ محسوس، بلکه حقیقتی وجودی در نظام خلقت الهی.
ایشان وعده میدهد که در جلسهٔ آینده، روایت «توحید صدوق» دربارهٔ حقیقت اسم اعظم و تفاوت میان الفاظ و معانی را بهصورت تحلیلی بررسی خواهد کرد.
۶. نتیجهٔ اجمالی جلسه
نتیجهٔ این مرحله از بحث چنین است:
- لفظ «اللَّه» از جهت دلالت بر ذات جامع صفات کمال، اسم اعظم است.
- فهم رابطهٔ الفاظ با مراتب کونی، مقدمهای برای تحلیل ماهیت اسم اعظم خواهد بود.
- عبودیت در اسلام جز از مسیر این اسم مقدس متحقق نمیشود.
وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
کلمات کلیدی: اسم اعظم، لفظ جلاله الله، ذات مستجمعه صفات، شهادتین، کثرت استعمال در قرآن، دعای سحر، عالم الفاظ و معانی، الصراط المستقیم، توحید صدوق، عبودیت و اسم اعظم.