بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ
وَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ
تفسیر آیه شریفه «بسم الله الرحمن الرحیم»
۱. مقدمهٔ جلسه و محور بحث
در این جلسه، بحث بر محور روایات وارده پیرامون فضیلت و حقیقت معرفتی «بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ» متمرکز است. مبنای تحلیل، روایت مشهور از ائمه اطهار علیهمالسلام است که فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم أقربُ الأسماءِ إلى الاسمِ الأعظمِ مِن سوادِ العینِ إلى بیاضِها
. به مناسبت این روایت، بحثی دقیق و اجمالی پیرامون حقیقت «اسم اعظم الهی» و مراتب قرب و اتحاد میان آن و بسمالله مطرح گردیده است.
۲. جایگاه اسم اعظم در معارف الهی
اسم اعظم حقیقتی است نورانی و برتر از همهٔ اسماء الهی که تجلی کامل عظمت و جلال حق در آن نهفته است؛ چنانکه همهٔ اسماء در نسبت با آن حقیقت، بهمنزلهٔ شعاعی از نور واحدند. هر اسمی از اسماء حسنا — مانند «رزاق»، «ستار»، «غفار» و سایر صفات — نقش ویژهای دارد، اما اسم اعظم مقام جامع و محیط بر همهٔ آنها در مرتبهٔ عرش و لاهوت است.
آیهٔ شریفهٔ وَلِلّٰهِ الأَسْماءُ الحُسنى فَادعوهُ بِها
ناظر به همین حقیقت جامع است که از یک سو کثرت اسماء را اثبات میکند و از سوی دیگر، وحدت ذاتی و مقام جمعی آنها را در اسم اعظم مینمایاند.
۳. تحلیل معنای روایت «اقرب الأسماء إلى الاسم الأعظم»
روایت مزبور دو پیام اساسی در بر دارد:
- پیام اول: بسمالله عینِ اسم اعظم نیست، بلکه حقیقتی است که نهایت درجهٔ قرب را نسبت به آن داراست؛ یعنی در مقام تجلی، نزدیکترین ظهور به اسم اعظم است.
- پیام دوم: قرب مذکور، قرب وجودی و ملاصق است — نزدیکى بدون ادغام — چنانکه در تمثیل روایت، سیاهی و سفیدی چشم در کنار یکدیگرند ولی در هم ادغام نمیشوند.
در نتیجه، بسمالله و اسم اعظم دو حقیقت مستقل ولی متحد در مسیر فیض و تجلیاند؛ همانند دو رتبه از یک نور واحد.
۴. جمع میان دو دسته روایت: «بسم الله، اسم اعظم است» و «اقرب به اسم اعظم»
در برخی روایات مانند روایت «محجّة الدعوات»، آمده است که خودِ بسم الله الرحمن الرحیم «اسم اعظم» است. در مقابل، روایت دیگر آن را «اقرب به اسم اعظم» معرفی کرده است. برای جمع میان این دو، باید به دو معنای متفاوت واژهٔ «اسم» توجه کرد:
- اگر «اسم» را به معنای نشانه و آیت بگیریم، بسمالله همان اسم اعظم است؛ یعنی نشانهٔ تامّ و مظاهر آن.
- اما اگر «اسم» را در مقام مفهوم لفظی و تفصیلی بدانیم، بسمالله در لفظ و معنا نزدیکترین مرتبه به اسم اعظم، نه عین آن، خواهد بود.
بر این مبنا، نزول «اسم اعظم» در عالم الفاظ و زبان بشری بهصورت بسمالله الرحمن الرحیم تحقق مییابد. در عالم معنا، اسم اعظم نور واحد است؛ و در عالم لفظ، صورت نازله و تنزلیافتهاش بسمالله است.
۵. دیدگاه «مجدالبیان» درباره نسبت بسمالله و اسم اعظم
در تفسیر شیعی «مجدالبیان» (تألیف حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ سال پیش)، چنین آمده است که: نسبت بسم اللهِ لفظی به بسم اللهِ تکوینی، مانند نسبت سیاهی چشم است به سفیدی آن.
او از روایت قرب، تعبیر به «قربِ مُلاصِق» میکند — یعنی نزدیکی بدون دخول یکی در دیگری — و نتیجه میگیرد که: اسم اعظم یک اسم واحد است که جمیع اسماء الهی را دربر دارد و سایر اسماء همچون حروف و اجزاء آن هستند. بنابراین، اسم اعظم حقیقتی است که همهٔ اسماء از درون آن صادر میشوند.
توضیحاً بیان شد که اگر اسم اعظم را در طول سایر اسماء و نه در عرض آنها بدانیم، از نظر مراتب وجودی یک درجه برتر است؛ ولی این برتری بهمعنای فراگیری همهٔ آثار سایر اسماء نیست. چرا که هر اسم، همچنان اثر مخصوص خود را حفظ میکند — مانند «القهّار» در دفع دشمن، «الرازق» در رزق، «الغفّار» در مغفرت و … .
۶. پاسخ تحلیلی و جمع دقیقتر
تحلیل دقیقتر آن است که «الله» خود اسم اعظم الهی باشد، زیرا جامع همهٔ صفات است. و چون واژهٔ «الله» در ترکیب بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ حضور دارد، پس بسمالله نیز بهنحو اشتمال، اسم اعظم است. بدین معنا که بسمالله مجرای اسم اعظم است در عالم الفاظ.
روایات متعددی بر این معنا دلالت دارد؛ از جمله در ادعیه آمده است: اللّهم إنّی أسألُک باسمِک العظیم الأعظم الأجلّ الأکرم…
که ناظر بر همین جامعیت اسم اعظم نسبت به سایر اسماء حسنى است.
۷. نتیجهٔ وجودی و عرفانی
از دیدگاه اهل معرفت، تمام آنچه در عالم کتاب، در قرآن، در سورهٔ حمد و در آیهٔ بسمالله نهفته است، تنزل همان اسم اعظم الهی است. در روایات آمده: جَمیعُ ما فی القرآنِ فی الفاتحة، و جمیعُ ما فی الفاتحةِ فی بسم الله الرحمن الرحیم
. بنابراین، بسمالله چکیدهٔ همهٔ حقایق و علوم الهی و تجلی ذات اقدس رب در اسم و رحمت است.
۸. جمعبندی نهایی جلسهٔ بیستودوم
- بسمالله الرحمن الرحیم نزدیکترین حقیقت به اسم اعظم الهی است.
- در روایت «محجّة الدعوات»، خود بسمالله «اسم اعظم» خوانده شده و با تبیین دو معنای «اسم»، این دو روایت جمع شد.
- دیدگاه مجدالبیان دربارهٔ تشبیه قرب بسمالله به سیاهی و سفیدی چشم بیان و نقد شد.
- تحلیل نهایی نشان داد که «الله» جامع همهٔ صفات و مصداق حقیقی اسم اعظم است، و بسمالله ظهور تنزلی آن در لفظ و معناست.
- جلسه با وعدهٔ بررسی فهرستوار سایر روایات فضیلت بسمالله در جلسهٔ بعد پایان یافت.
وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
کلمات کلیدی: بسمالله، اسم اعظم، قرب ملاصقت، مجدالبیان، تنزل در عالم الفاظ، اسماء حسنى، جامعیت، الله، مراتب اسماء، تفسیر روایی، حقیقت نورانی، سورهٔ فاتحه، چکیدهٔ علوم الهی.