«بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ»
الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ
وَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ
مباحث «تعادل و تراجیح» — جلسه هفتاد و دوم
تکمیل بحث شهرت، نقش وثاقت راویان در تحقق ترجیح، و جمع نهایی میان مقبوله و مرفوعه
۱. مقدمه
در این جلسه، بحث تعادل و تراجیح با تمرکز بر مسئلهٔ شهرت روایی و نسبت آن با وثاقت راویان ادامه یافت. بیان گردید که «شهرت» بهتنهایی اگر بر پایهٔ کثرت عددی صرف باشد، حجیت یا ترجیحآور نیست، مگر آنکه همراه با وثوق به صدور باشد. همچنین در پایان جلسه، جمعبندی میان دو روایت اصلی یعنی مقبوله عمر بن حنظله و مرفوعه زراره بهصورت نهایی تبیین گردید.
۲. بازشناسی شهرت و مرجع آن
نخست بیان شد که مرجع شهرت در حقیقت به تعدد روایات و روات موثق بازمیگردد، نه به صرف اشتهار لفظی یا نقل کثیر. به تعبیر دقیقتر:
- شهرت، هنگامی تحقق مییابد که در مسئلهای چندین روایت از طرق معتبر (راویان سقه) رسیده و مضمون واحدی را افاده کند.
- در مقابل، اگر تنها نقلهای متعددِ ضعیف یا مشتمل بر راویان غیرموثق وجود داشته باشد، این کثرت دلالت بر صدور ندارد و ترجیحآور نیست.
- پس ملاک اصلی در شهرت، کثرت مع وثاقت است؛ یعنی کثرتی که در نتیجهٔ نقل راویان ثقه حاصل شده باشد.
نتیجه اینکه:
«حدّ الشهرة ما یرجع إلی تعدّد النقل عن الثقات؛ و لیست الشهرة مجرّد الکثرة العددیة.»
۳. ارتباط شهرت با اجماع و وثوق صدوری
توضیح داده شد که میان «شهرت روایی» و «اجماع» نوعی پیوند تدریجی وجود دارد. وقتی نقلهای ثقات در مسئلهای به حدی برسد که هیچ اختلاف معتبری باقی نماند، از منظر فقهی و رجالی، حاصل آن نزدیک به اجماع است. به تعبیر استاد:
«فإنّ المجمع ما لا ریب فیه، و لیس ذلک لمکان الکثرة فقط، بل لصدق المعوّل علیهم فی النقل.»
یعنی اجماع از آن رو بیریب است که مبتنی بر نقل کسانی است که وثوقشان مفروغعنه است، نه به سبب کثرت عدد محض.
۴. ترجیح به صفات راویان و محدودۀ آن
در ادامه توضیح داده شد که ترجیح به صفات راوی مانند افقهیت و اورعیت، در جایی معنا دارد که دو طایفهٔ راویان، هر دو از ثقات باشند. زیرا اگر در یک سو راویان ثقهاند و در سوی دیگر جمعی از ضعاف، نیازی به اعمال صفات نیست؛ ترجیح بهطور قهری از جهت وثاقت تحقق یافته و نوبت به صفات (افقه، اورع، أصدق) نمیرسد. پس این نوع ترجیح، مخصوص **دو طایفهٔ متکافئه در اصل السند** است.
۵. تقدم شهرت بر صفات در برخی موارد
در مرحلهٔ بعد، بررسی شد که در میان اخبار علاجیه، در بعضی روایات مانند مرفوعه زراره، شهرت بر صفات مقدم ذکر شده، در حالی که در مقبوله عمر بن حنظله بالعکس آمده است. جمع نهایی چنین بیان شد:
- هر دو روایت بر تقدم ترجیح شهرت بر تخییر دلالت دارند؛
- اما تقدم و تأخر شهرت نسبت به صفات، از قبیل ترتب ذکری است نه ترتیب الزامی فقهی؛
- زیرا هر دو بر این متفقاند که شهرت و صفات هر دو مرجحاند و هیچ یک نفی دیگری را اقتضا نمیکند.
بدینترتیب، اختلاف مقبوله و مرفوعه در مقام بیان، نه در مفاد حجّی، و نه در عمل فقیه، هیچ تعارض واقعی ایجاد نمیکند.
۶. مبنای عقلایی در ترجیح
سیرهٔ عقلاء اقتضا دارد که در مقام تزاحم دو نقل، هم وفور ناقلان موثق و هم افضلیت ناقلان در وثوق علمی مؤثرند. بنابراین، گرچه شارع مقدس در اصول علاجیه جهت ترجیح را در قالب نصوص خاص بیان کرده، اما در مرتبهٔ مبنا، این دو اصل عقلایی (کثرت و وثاقت) محور دائمی عمل فقیه در تعارضاند.
۷. نتیجهٔ نهایی جلسه
- شهرت تنها در صورتی مرجّح است که مبتنی بر تعدد راویان ثقه باشد.
- تکثّر بدون وثاقت بیاعتبار است و موجب ظن نوعی نمیشود.
- ترجیح به صفات راوی (افقه، أورع، أصدق) ویژهٔ حالتی است که طرفین هر دو ثقه باشند.
- تقدم و تأخر شهرت و صفات در روایات، از باب ترتیب ذکری است، نه وجوبی.
- میان مقبوله و مرفوعه تعارضی واقعی وجود ندارد؛ هر دو بر اعتبار مرجحات و ردّ تخییر ابتدایی متفقاند.
- وجوب ترجیح، عقلایی و شرعی است و تخییر تنها در صورت فقد مرجحها مطرح میشود.
۸. جمعبندی نهایی مباحث از جلسه ۶۸ تا ۷۲
با تکمیل این جلسه، فصل «وجوب ترجیح در متفاضلین» به سامان نهایی رسید. نتیجهٔ کل مباحث چنین است:
۱. در تعارض دو دلیل حجت، اصل بر ترجیح است، نه تخییر.
۲. مرجحات هم به نقل شارع (نصوص علاجیه) و هم به بناء عقلاء استناد دارند.
۳. شهرت، صفات راوی، موافقت با کتاب، و مخالفت با عامّه، از جمله مهمترین مرجحاتاند.
۴. هیچ ترتیب وجوبی میان مرجحات وجود ندارد.
۵. تخییر، آخرین مرحلهٔ رفع تعارض است و خود نوعی فصل خصومت عملی شمرده میشود.
وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
کلمات کلیدی: تعادل و تراجیح، شهرت، وثاقت راوی، اجماع، صفات راوی، افقه، أصدق، أورع، مرفوعه زراره، مقبوله عمر بن حنظله، ترجیح عقلایی، مرجحات منصوصه، تخییر متعذر، فصل خصومت.