بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، وَلَعْنَةُ اللهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
۱. جایگاه بحث و پیوند با جلسۀ قبل
جلسهٔ پیش به تبیین آغازین تفاوت ساختاری این دو روایت اختصاص داشت و بیان شد که:
در مقبوله، ترجیح صفاتِ راوی (عدالت، افقهیت، ورع…) مقدم است بر شهرت میان اصحاب؛ اما در مرفوعهٔ زراره، برعکس، شهرت روایی مقدم شده است بر صفات راویان.
این اختلافِ ظاهری منشأ اشکال در ترتیب مرجحات گردیده است. جلسهٔ حاضر درصدد بررسی عمیقتر وجه جمع و نحوهٔ ارزیابی ترجیحِ یکی از دو روایت بر دیگری است.
۲. رویکرد شیخ انصاری در جمع میان مقبوله و مرفوعه
بیان شد که مرحوم شیخ (قدسسره) در مطارح الأنظار، ج۴، ص۵۸۳ برای جمع میان روایتها، چنین تقریر میفرماید:
ذکر مرجحات در روایات علاجیه، اختصاص به موارد منصوص ندارد بلکه هرچه فقیه را به ترجیحِ یکی از دو دلیل بر دیگری قانع کند ــ بر اساس عرف و سیرهٔ عقلاء ــ میتواند بهمنزلهٔ مرجّح شمرده شود.
بر اساس این قاعده، ایشان از مرجحات منصوصه تعدی کردهاند به مرجحات عقلاییهٔ غیرمنصوصه، و این تعدی بهظاهر راهی برای رفع تعارض میان مقبوله و مرفوعه معرفی شده است.
اما استاد در توضیح و نقد این دیدگاه بیان فرمودند که چنین جمعی جمعِ حقیقی محسوب نمیشود، زیرا متعرّض رفع تعارض در ترتیب مرجحات نیست، بلکه آن را از مقام نص خارج و در حوزهٔ فهم عرفی تعمیم میدهد. به تعبیر دقیقتر، مقبوله و مرفوعه هنوز از حیث ترتیب مرجّحات با یکدیگر در تقابل ظاهرند.
۳. تبیین «تحافُت» میان دو روایت
در این بخش تفکیک شد که تعارض، در دو ناحیه قابل ملاحظه است:
- ناحیهٔ اول: تعارض بین روایات تخییر (مانند مکاتبه حمیری) و روایات احتیاط (همچون مقبوله و مرفوعه)؛
- ناحیهٔ دوم: تعارض در مراتب مرجحات میان خودِ مقبوله و مرفوعه.
نسبت به ناحیهٔ دوم، توضیح داده شد که: در مقبوله ترجیح به صفاتِ راوی مقدم است بر شهرت؛ اما در مرفوعه، ترجیح به شهرت در آغاز آمده و پس از آن صفات مطرح شدهاند. این اختلاف در ترتیب، تحافتی ظاهری بین دو روایت ایجاد کرده است.
۴. مبنای ترجیح بین مقبوله و مرفوعه
بیان شد که از جهت روایی و رجالی، مقبولهٔ عمر بن حنظله از دو جهت بر مرفوعهٔ زراره مقدم است:
- شهرت روایی: مقبوله میان اصحاب و در منابع متقدم از شهرت بیشتری برخوردار است.
- عدالت راویان: سند آن نسبتاً قویتر است، در حالی که مرفوعه از حد ارسال فراتر نرفته است.
بنابراین، ترجیح مقبوله از حیث شهرت سندی و عدالت روّات، امری منطقیتر و متعارف است، ولیکن نباید این ترجیح را «جمع» نامید؛ زیرا جمع، اقتضا دارد هر دو متن به نحوی عمل شوند، در حالی که اینجا تنها تقدیم یک روایت بر دیگری رخ داده است.
۵. بررسی نوع تعارض و تحلیل نسبت اطلاقی
در ادامه تصریح شد که اگر بخواهیم اطلاق مرفوعه را در مقام ترجیح جاری کنیم، لازم میآید که «ترجیح المستفاد من المرفوعه» موجب سقوط ترتیب ترجیح گردد. زیرا اگر در مرفوعه، شهرت مقدم باشد بر صفات، و در مقبوله بالعکس؛ آنگاه هرگاه ما بخواهیم بر پایهٔ شهرتِ روایی (برآمده از مرفوعه) عمل کنیم، در نتیجه خودِ مرفوعه از رتبۀ حجیت ساقط میشود. بنابراین:
العمل باطلاق المرفوعه در باب تعارض و ترجیح ممکن نیست، زیرا به لزومِ سقوط ترتیب و خلل در نظام علاج میانجامد.
ازاینرو گفته شد که اطلاق مرفوعه تنها در غیرِ مواردِ اخبار علاجی ممکن است ـ یعنی در تعارضات غیرحجیتی یا موارد عرفی، نه در مقام تقنین اجزاء نظام علاج.
۶. توضیح ماهیت شهرت روایی و نسبت آن با شهرت فتوایی
در ادامه بحث، استاد به مطلب دقیقتری اشاره کردند: شهرت روایی گاه بازتابِ اعتقاد مستنبِط حکم است، زیرا هنگامی که فقیهی به اتکای روایتِ خاصی فتوا میدهد، در حقیقت پایۀ اعتقاد اجتهادی خود را بر آن روایت نهاده است. از این جهت، در شهرت فتوایی، اعتقاد به نحو اکمل ظهور مییابد:
- اگر شهرت فتوایی و شهرت روایی در یک جهت باشند، فتوای فقیه مستند روایی دارد و به اطمینان نوعی منتهی میشود.
- اگر شهرت فتوایی بدون پشتوانۀ صریح روایی باشد، باز هم نشاندهندهٔ استقرار رأی اجتهادی در میان اصحاب است.
بنابراین، شهرت، فقط نقل نیست بلکه انعکاسِ باور مستنبَط به شریعت و حکم واقعی است.
۷. دلالت نهایی مقبوله و مرفوعه بر نظام ترجیح
در پایان جلسه تأکید شد که هر دو روایت، بر وجوب ترجیح دلالت دارند نه تخییر ابتدایی، و هر دو دارای نظم مرتّباند:
مقبوله: افقهیّت و عدلیّت ⟶ شهرت ⟶ موافقت کتاب ⟶ مخالفت عامه ⟶ توقّف و احتیاط مرفوعه: شهرت ⟶ صفات راوی ⟶ مخالفت عامه ⟶ احتیاط ⟶ تخییر
بر این اساس، استاد نتیجه گرفتند:
«البناء على دلالة المقبولة علی رعایة الترتیب أظهر و أدقّ، فوجوب الترجیح و مراعاة المراتب فیها أوضح من المرفوعة.»
یعنی دلالت مقبوله از حیث ترتیب و الزام ترجیح، اقوی و اکمل است.
۸. جمعبندی نهایی جلسه
نتیجهٔ کلی مباحث جلسه شصتوهفتم چنین است:
- میان مقبوله و مرفوعه، تعارض در ترتیب مرجحات وجود دارد (صفات در برابر شهرت).
- ترجیح سندی و روایی با مقبوله است، زیرا مشهورتر و سنداً اقوی است.
- جمع شیخ در مطارح، به جای رفع تعارض، از دایره نص خارج و به ملاک عقلایی تعدی کرده است.
- مرفوعه در مرتبهٔ غیر علاجی قابل اعمال است، اما در اخبار تعارضیه، اطلاقش باطل میشود.
- دلالت مقبوله بر وجوب ترجیح و لزوم رعایت ترتیب، اکمل و مطابقتر با نظام علاج ثلاثی است.
ترجیح در نظام علاج سهمرحلهای بدین ترتیب است:
صفات راوی ⟶ شهرت ⟶ موافقت با کتاب و مخالفت با عامه ⟶ احتیاط ⟶ تخییر.
نقش مرفوعه در تأیید اصل نظام، انکارناپذیر است، اما اولویت در ترتیب و وجوب ترجیح، با مقبولهٔ عمر بن حنظله است.
کلمات کلیدی: مقبوله عمر بن حنظله، مرفوعه زراره، تعارض اخبار، ترتیب مرجّحات، شهرت و عدالت، جمع شیخ انصاری، نظام علاج ثلاثی.