فهرست

کتاب الوقف جلسه 8

 

 

کتاب الوقف – جلسه هشتم


مقدمه و مروری بر جلسات قبل

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین.
السلام علیک یا امیرالمومنین و علی اولادک المعصومین جمیعاً و رحمت الله و برکاته.

بحث وقف به موضوع شرطیت قبض برای تمامیت و لزوم وقف رسیده است. در جلسه قبل، روایات بحث شد؛ اکنون به روایت صفوان بن یحیی از امام کاظم (ع) پرداخته می‌شود.

بررسی روایت صفوان و تحلیل فقهی

روایت می‌گوید: اگر شخصی برای فرزندان یا غیر فرزندان وقف کند و قیمی معین نماید، دیگر نمی‌تواند رجوع کند. اگر وقف برای اولاد صغیر باشد و ولایت آنها را در قبال وقف تا بلوغشان شرط کند، بازهم رجوع جایز نیست. اما اگر اولاد بالغ باشند و واقف مال را به آن‌ها تسلیم نکرده باشد، اینجا می‌تواند از وقف رجوع کند؛ یعنی اگر هنوز تصرف و قبض واقع نشده باشد، رجوع ممکن است.

تحلیل سبط‌الشهید: اولین نکته این‌که روایت میان فرزندان و غیر فرزندان هیچ تفصیلی قائل نشده و هر دو را مساوی دانسته است.
دومین نکته اینکه اگر واقف قیم یا ناظری برای وقف تعیین کند، دیگر احتیاجی به قبض مستقل نیست؛ همین تعیین قیم در حکم قبض و قبض فعلی است و مانع از رجوع واقف محسوب می‌شود.

جایگاه ناظر و قیم در روایت؛ اثر در قبض

ظاهر روایت این است که قیمومت به‌منزله تحقق قبض شرعی تلقی می‌شود و حتی اگر لفظ قبض ذکر نشده باشد، تعیین ناظر و قیم توسط واقف در حکم انتقال مصلحت و منافع به جهات موردنظر است.

دومین بحث، درباره عبارت روایت در بخش اولاد “کبار” است؛ اگر فرزندان بالغ بوده و قبلاً مخاصمه‌ای (دعوای) نسبت به ملک نداشتند و هنوز واقف ملک را به آنان تسلیم نکرده است، این ملک همچنان در اختیار واقف باقی می‌ماند و رجوع ممکن است. نبود مخاصمه و عدم تسلیم نشان از انتقال نیافتن کامل منافع و مالکیت دارد.

روح روایت: تحقق یا عدم تحقق قبض و اثر آن

نتیجه تحلیل: چنانچه فرزندان بالغ باشند اما واقف، ملک را تسلیم نکند و هیچ مخاصمه‌ای میان موقوف‌علیهم واقع نشود، همچنان اصل انتقال محقق نشده و قبضی در کار نیست. اصل ملکیت و اختیار بر مال نزد واقف باقی است و رجوع شرعاً مجاز است.
به بیانی دیگر: صرف خواندن صیغه وقف بدون تحقق قبض (تسلیم عملی یا تعیین قیم با قبض اعتباری)، نقل ملکیت صورت نمی‌گیرد و تا وقوع قبض، واقف می‌تواند رجوع کند.

نقد و ارزیابی استدلال روایی برای شرطیت قبض

سبط الشهید تصریح دارد: روایت صفوان همانند روایت عبید بن زراره، ظهور و صراحت کافی بر مطلوب ما (یعنی بطلان وقف قبل از قبض یا امتناع رجوع بعد از قبض) ندارد و در تأیید شرطیت قبض برای لزوم و صحت وقف، نمی‌توان به این روایات به‌تنهایی اکتفا کرد.

بحث به جمله پایانی می‌رسد: اگر به دنبال دلیل قطعی برای اشتراط قبض هستیم، اجماع فقهاء بهترین و قوی‌ترین مستند است؛ چنانچه جمیع فقها قبض را برای تحقق و تمامیت وقف شرط دانسته‌اند.

بحث فوریت قبض و استظهار شهید ثانی

نکته نهایی جلسه: فوریت قبض در وقف لازم نیست و تاخیر آن هم اشکالی ایجاد نمی‌کند. این استنتاج از اطلاق کلام شهید اول به دست می‌آید و شهید ثانی نیز تایید می‌کند که برای تحقق قبض، فوریت شرط نیست.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *