کتاب الوقف – جلسه چهارم
مقدمه و ورود به بحث صیغه وقف
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین، واللعن علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
السلام علیک یا امیرالمومنین و علی اولادک المعصومین و رحمة الله و برکاته.
بحث ما درباره تعریف وقف به پایان رسید و اکنون وارد بحث صیغه وقف شدیم. اشاره کردیم که لفظ صریح در باب وقف، صیغه “وقفتُ” است که صراحت در افاده وقف دارد.
الفاظ صیغه وقف و تحلیل فقهی آن
الفاظ دیگری چون “حبستُ” و “سبّلتُ” و “حرّمتُ” و “تصدّقتُ”، چون اختصاص به وقف ندارند، به قرینه احتیاج دارند. این وجه افتراق این عبارات مورد اشاره قرار گرفت.
دلیل این موضوع آن است که واژگانی چون “حرّمتُ” و “تصدّقتُ” و حتی “حبستُ” و “سبّلتُ” در معانی متعددی غیر از وقف نیز بهکار میروند، لذا بدون قرینه نمیتوانند دلالت منحصر بر وقف داشته باشند.
نظر شیخ طوسی و بررسی پاسخ به ایشان
مرحوم شیخ طوسی در کتاب “خلاف” مطرح میکند که حتی “حبستُ” و “سبّلتُ” بدون قرینه نیز دلالت بر وقف میکند.
پاسخ آن است که صرف استعمال این الفاظ برای وقف کفایت ندارد، چون اختصاص وضعی بر وقف ندارند؛ همانند “حرّمتُ” یا “تصدّقتُ”.
اگر در کلام پیامبر (ص) آمده «حبس الاصل و سبّل الثمره»، به نظر میرسد که این دو لفظ در کنار یکدیگر بتوانند معنای وقف را افاده کنند، نه هر کدام منفرداً.
اگر این دو (حبست و سبّلت) با هم ذکر شوند، میتوانند قرینه محسوب شوند و معنای وقف را برسانند. اما صرف “حبستُ” یا “سبّلتُ” به تنهایی کافی نیست.
ممکن است گفته شود که جریان صدور این کلمات از پیامبر، با قرائن حالیه همراه بوده، زیرا سائل از پیامبر پرسش نمود و اقتضای مورد سؤال، خود قرینهای بوده است. حتی اگر چنین قرینهای فرض نشود، جمع این دو لفظ به خودی خود نوعی قرینه محسوب میشود.
نقش نیت و قرینه در تحقق وقف
پس صرف “حبستُ” یا “سبّلتُ” و یا “حرّمتُ” و “تصدّقتُ” بدون قرینه، افاده وقف نمیکند. اما اگر “حبستُ” و “سبّلتُ” در کنار یکدیگر باشند، همین ترکیب کفایت بر افاده وقف دارد.
شهید ثانی در شرح لمعه میفرماید: “و قیل الاولان صریحاً أیضاً بدون ضمیمه” یعنی همین دو لفظ (حبست و سبّلت) نیز بدون احتیاج به قرینه، معنای صریح وقف را دارند، مثل لفظ “وقفتُ.”
اما این قول با این اشکال مواجه است که “حبستُ” و “سبّلتُ” هم بر وقف و هم غیر وقف استعمال میشوند و اختصاص ندارند، پس تضعیف میشود و منضم شدن قرینه را نیاز دارد.
نمونههای دیگر از الفاظ و صیغههای وقف
اگر کسی بگوید “جعلت هذا المال صدقة مبد حرم” (یعنی صدقهای که خرید و فروش، هبه و ارث و هر گونه نقل و انتقال در آن حرام است)، این کلام کفایت میکند و وقف محسوب میشود.
شهید اول در کتاب “دروس” نیز همین معنا را تأیید میکند. در این صورت با وجود دو قید (حرام بودن نقل و انتقال و دائمی بودن)، معنی وقف حاصل میشود.
اگر صرف “جعلت صدقة” گفته شود ولی قید دائمی بودن و حرمت نقل و انتقال ضمیمه نشود، کفایت نمیکند، و احتیاج به قرینه دارد.
وقف در صورت نبود قرینه و نقش نیت
اگر کسی واقفانه نیت وقف بکند (یعنی نیت قلبی داشته باشد) اما به صورت لفظی و آشکار قرینهای ذکر نکند، در ظاهر وقف تحقق نمییابد. ولی به تصریح برخی از بزرگان همچون مرحوم سلطان العلماء، وقف باطناً و در نزد خداوند واقع میشود؛ زیرا نیت واقعی و انگیزه قلبی شرط تحقق باطنی است، حتی اگر در ظاهر شرایط و قرائن وقف را نیاورد.