فهرست

تفسیر آیه (بسم الله … ) جلسه 25

 

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ
وَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ


تفسیر آیه شریفه «بسم الله الرحمن الرحیم»


۱. مقدمه و آغاز فاز دوم تفسیر

در این جلسه آغاز فاز دوم تفسیر آیه شریفه بسم‌الله الرحمن الرحیم اعلام شد. فاز نخست شامل مباحث پیرامونی، روایی، فقهی و معرفتی بود که در جلسات پیشین به‌تفصیل بررسی گردید. اکنون تفسیر وارد بررسی جزء‌به‌جزء آیه می‌شود: «باء»، «اسم»، «الله»، «الرحمن»، «الرحیم».

در ابتدای جلسه بر عظمت ذاتی این آیه تأکید شد؛ به تعبیر گوینده: «بسم‌الله الرحمن الرحیم اعظم آیات قرآن است، و هیچ‌یک از مفسران نتوانسته‌اند به تمام لایه‌های وجودی و باطنی آن راه یابند. کشف کامل اسرار آن تنها به دست انسان کامل ـ یعنی امام معصوم (ع) ـ ممکن است.»


۲. تحدید قلمرو شناخت بشری

در ادامه بیان شد که:

  • فهم تمام اسرار آیه برای غیر انسان کامل میسور نیست؛ زیرا غیر معصوم گرفتار محدودیت وجودی و نقص شهودی است.
  • اما بشر غیر کامل نیز می‌تواند به برخی از زوایای ظاهر و یا مراتب نازلهٔ معنا دست یابد؛ مانند شناخت ظواهر ادبی، نحوی یا تأملات عقلی و عرفانی.
  • همچنین ساختار سورهٔ حمد چکیده‌ای از کل قرآن است، و بسم‌الله الرحمن الرحیم نیز چکیدهٔ آن سوره است؛ بنابراین در این آیه، تمام حقایق توحیدی و اسرار خلقت به نحوی حضور دارند.

به تعبیر وی: «در این آیه شریفه لایه‌های پنهان در پنهان نهفته است؛ و کشف آن جز با توفیق الهی و وساطت انسان کامل ممکن نیست.»


۳. ورود به ساختار نحوی و تحلیلی آیه

بر اساس طرح جدید، ابتدا جزء نخست یعنی حرف «باء» مورد بررسی قرار گرفت. این حرف در آغاز آیه نقش نحوی و معنایی بنیادین دارد و در واقع پیوند شئ به شئ دیگر را در ساختار آیه ایجاد می‌کند.

در منابع نحوی، به‌ویژه در کتاب مغنی اللبیب، ۱۴ معنا برای حرف «باء» ذکر شده است که عبارت‌اند از:

الصاق ـ تعدیه ـ استعانت ـ سببیت ـ ظرفیت ـ مصاحبت ـ بدلیت ـ مقابله ـ مجاوزه ـ استعلاء ـ تعويض ـ قسم ـ غایت ـ تأكيد

بدین‌ترتیب، «باء» می‌تواند دلالت‌های بسیار متفاوتی در جملات گوناگون داشته باشد.


۴. معنای الصاق و نقش آن در با

بیشتر نحویان مانند سیبویه معتقدند که الصاق، معنای اصلی و غیرقابل انفکاک با است. در این معنا، «باء» نوعی اتصال یا چسباندن معنایی میان فعل و مفعول یا میان اجزای جمله برقرار می‌کند: فبظلمٍ من الذین هادوا… مثال قرآنی است که در آن باء، ظلم را به فاعل چسبانده است.

به تعبیر نقل‌شده: «الصاق، معنایی است که از با جدا نمی‌شود؛ هم در موارد حقیقی (أمسکتُ به زید) و هم در موارد مجازی (مررتُ بامرٍ).»


۵. معانی دیگر: تعدیه، استعانت و ابتدائیت

  • تعدیه: این معنا زمانی است که با باعث می‌شود فعل لازم متعدی گردد، مانند ذهب الله بنورهم.
  • استعانت: بسیاری از مفسران با در آیه را بای استعانت دانسته‌اند: «استعین ببسم الله» یعنی به وسیلهٔ نام خدا یاری می‌جویم در آغاز هر کار.
  • ابتدائیت: به نظر علامه طباطبایی، هرچند استعانت معنایی مشهور است، اما انسب آن است که با در آیه، بای ابتدائیت باشد؛ زیرا روایت نبوی دلالت دارد که «کُلُّ أمرٍ ذی بالٍ لم یبدَأ ببسم الله فهو أبتر». پس تعبیر «یبدأ ببسم الله» نشانگر آغاز و ابتداء است.

بر این اساس، «باء» می‌تواند به معنای آغاز باشد: «به نام خدا کار خود را آغاز می‌کنم.»


۶. بررسی صَرفی و حرکتی حرف باء

در تحلیل نحوی گفته شد که:

  • با از حروف معانی است، نه اسم و نه فعل، و لذا مبنی نیست؛ بلکه دارای حرکت است.
  • اصل در حرکت حروف، فتحه است؛ اما چون با جزء حروف جر به شمار می‌آید، کسره می‌گیرد. لذا می‌گوییم بِسْمِ الله نه «بَسم الله».
  • علت آن است که حروف جر، معنا را از فعل گرفته و بر اسم می‌افکنند، همانند «مررتُ بزیدٍ». این انتقال و کشاندن معنا، از ویژگی‌های ذاتی حروف جارّه است.

۷. نظریه زمخشری درباره حروف جر

زمخشری تصریح می‌کند که همهٔ حروف جر را می‌توان «حروف اضافه» نامید؛ زیرا کارشان کشاندن معانی فعل به اسم است (هَاتُوا المعانیَ من الأفعال إلى الأسماء)، یعنی معنا را از فعل گرفته و بر اسم می‌افزایند.

در نتیجه:

  • اگر معنای با را «الصاق» بگیریم، این الحاق در حقیقت پیوند معنایی میان فعل مقدّر (مثلاً «أستعین» یا «أبدأ») و اسم الجلالة ایجاد می‌کند.
  • اگر «استعانت» یا «سببیت» یا «ابتدائیت» را مراد کنیم، در همهٔ آنان معنای «کشانده شدن» از فعل به اسم وجود دارد.

۸. جمع‌بندی و نتیجهٔ تحلیلی

می‌توان گفت تمامی معانی «با» ـ از الصاق تا استعانت و مصاحبت و ابتدائیت ـ در یک محور مشترک‌اند، و آن رابطه‌سازی و پیوستگی میان فعل مقدّر و نام الهی است. هر معنایی از این حرف بگیریم، نهایتاً حرکت از فعل به اسم، یعنی از ارادهٔ انسانی به جهت الهی، در آن نهفته است.

در پایان جلسه با طرح این پرسش خاتمه یافت که: آیا مناسب‌تر است در پرتو روح توحیدی آیه، با را به استعانت بگیریم (یعنی «به یاری خدا»)، یا به ابتدائیت (یعنی «آغاز می‌کنم به نام خدا»)? پاسخ نهایی به این پرسش به جلسهٔ آینده موکول شد.


وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ


کلمات کلیدی: بسم‌الله، حرف باء، الصاق، استعانت، ابتدائیت، مغنی اللبیب، علامه طباطبایی، زمخشری، حروف جر، نحویات قرآنی، کشاندن معنا، انسان کامل، اسرار آیه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *