بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
الْـحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ، وَ لَعْنَةُ اللهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
۱. مقدمه و موقعیت بحث
در این جلسه، برای تکمیل مناقشات مربوط به دیدگاه مرحوم اصفهانی در نهایة الدرایة، متن دقیق آن ذیل عبارت آخوند خراسانی در کفایه بررسی شده است. محور اصلی تحلیل چنین است:
«لا یخفى أنّ المحتملات فی صورة التعارض بناءً على الطریقیة أمورٌ أربعةٌ…»
اصفهانی با فرض مبنای طریقیّت، چهار احتمال را در مقام حجیت امارات متعارض برمیشمارد:
- حجیت أحدهما بلا عنوان (یعنی بدون تعیین یکی از دو خبر)،
- حجیت آنکه مطابق واقع است (الموافق للواقع)،
- حجیت هر دو با هم،
- سقوط هر دو از حجیت.
در این جلسه، «احتمال اول» بهعنوان نقطهی آغاز بررسی عقلی و فلسفی مورد نقد واقع میشود.
۲. تحلیل احتمال اول: حجیت أحدالمتعارضین بلا عنوان
مرحوم اصفهانی برای این احتمال چنین تقریر میآورد:
«إنّ المقتضی للحجّیة هو احتمال الإصابة بالواقع، و هذا الاحتمال موجودٌ فی کلٍّ من الخبرین على حدٍّ سواء.»
یعنی هر یک از دو خبر متعارض به لحاظ احتمال مطابقت با واقع واجد مقتضی حجیت هستند. در عین حال علم اجمالی به کذب یکی از آن دو وجود دارد، ولی چون این علم نسبت به دو طرف بهطور مساوی است، مقتضی در هر دو محفوظ است و هیچ مانعی نیز به صورت معیّن برای هیچیک وجود ندارد. بر این اساس، اصفهانی میگوید میتوان گفت:
«فأحدهما بلاعنوان یؤثّر فی مقتضاه و الآخر یسقط عن التأثیر.»
یعنی یکی از دو مقتضی به نحو «بلا عنوان» تأثیر میکند و به تعبیر وی، حجیت مییابد بیآنکه معلوم باشد کدامیک است.
۳. نقدهای سهگانه بر احتمال اول
مرحوم اصفهانی در ادامهی همان بحث، سه اشکال اساسی به این احتمال وارد میکند:
اشکال اول: امتناع تعلّق صفت به مبهم مردّد
وی تصریح میکند:
«الصفات الحقیقیة والاعتباریة لا یُعقَل أن تتعلّق بالمبهم والمردّد، لأنّ المردّد لا ثبوت له ذاتاً ولا وجوداً ولا ماهیةً ولا هویةً.»
بیان مطلب چنین است:
- فرد مردّد در عالم ثبوت هیچ واقعیتی ندارد؛
- شیئی که وجود و هویت ندارد، نمیتواند محل عروض یا مقوم صفتی باشد؛
- حجیت، چه بهعنوان صفت حقیقی (تنحّز واقع)، و چه بهعنوان صفت اعتباری (جعل حکم مماثل)، نیازمند موضوع مشخص است.
بنابراین، «أحدهما بلاعنوان» صرف مفهومی مبهم است که ذاتاً قابل جعل هیچ نوع اثر یا وصفی، حتی حجیت، نیست.
اشکال دوم: حقیقت حجیت بر مبهم منطبق نمیشود
اصفهانی میافزاید:
«إنّ حقیقت الحجّیة سواءٌ كانت تنجیزاً للواقع أو جعلَ حكم مماثل لا تتعلّق بالمردّد.»
توضیح آنکه:
- اگر حجیت به معنای تنجیز الواقع باشد، منجَّز باید واقع معیّن باشد، نه فرد مردّد؛ زیرا حجیتِ مبهم به منطقیترین معنا غیرمعقول است.
- و اگر حجیت به معنای جعل حکم مماثل باشد، باز جعل باید به معلومالموضوع تعلق گیرد، نه شیء فاقد هویت مستقل.
اصفهانی در نتیجه میگوید:
«فکیف یُعقَل أن یکون المنجِّز أو المماثل هو المردّد المبهم؟ ما لا تعیّن له لا یمکن تعبّده.»
اشکال سوم: جهت حرکت عملی در امر مبهم معقول نیست
وی اشکال سوم را چنین تقریر میکند:
«الاثر المترقّب من الحجّیة ـ أی لزوم الحرکة على طبق ما عُیّنت علیه الحجة ـ غیر معقول فی المبهم والمردّد.»
مفاد این اشکال چنین است:
- اثر حجیت ظهور در الزامِ مکلف به حرکت عملی بر طبق مفاد اماره دارد؛
- اما در فرضی که یکی از دو خبر بهصورت مردّد «بلا عنوان» فرض شود، هیچ حرکتی قابل انتساب به آن نیست،
- زیرا حرکت بر طبق مفاد امر نامعلوم یا مبهم معقول نیست؛ نه در نظام عقل، نه در نظام اعتباری شارع.
نتیجه اینکه: تخییر بلاعنوان حجیتپذیر نیست، چرا که خودِ ملاک عمل در مقام امتثال فاقد تعیّن است.
۴. جمعبندی و ثمره نقدها
سه اشکال فوق منجر به این نتیجه میشود:
«حجّیة أحد المتعارضین بلاعنوان لا یُمكن تصحیحها لا ثبوتاً و لا إثباتاً؛ لأنّ المبهم غیر قابلٍ للجعل الاعتباری ولا للتنجیز العملي.»
بهبیان دیگر، مرحوم اصفهانی این احتمال نخست را باطل میداند، زیرا نه از حیث مبنای فلسفی (ثبوت صفت بر مردّد) و نه از حیث اثر عملی (حرکت و امتثال)، هیچ وجه معقولی ندارد. ازاینرو، نوبت به سایر صور (احتمال دوم، سوم، چهارم) میرسد که در جلسات بعدی بررسی خواهد شد.
۵. پیوند بحث با بنیاد عقلی تخییر
در پایان، این نکته مهم یادآوری میشود که:
- مبنای اصفهانی در کلّ تحلیل تعارض امارات بر حفظ ظن نوعی و سیره عقلاء است،
- و گرچه احتمال «أحدهما بلاعنوان» را مردود میداند، اما در مجموع مبانیاش به حفظ تخییر بدلی منتهی میشود،
- زیرا نهایتاً علم اجمالی به کذب احدهما مانع از تساقط مطلق است و موجب حفظ عمل عقلایی به أحدهما لا بعینه به نحو تخییر ظاهری میگردد.
بدین ترتیب، حتی رد احتمال اول نیز در جهت اثبات معقولیت تخییر بهعنوان آخرین مرحلهٔ علاج تعارض است.
نتیجهٔ علمی جلسه: نظام تحلیلی مرحوم اصفهانی با حفظ مبادی فلسفی و اعتباری، اثبات میکند که تعیین در حجیت فقط در فرض علم ممکن است، و در فرض علم اجمالی، تعیین ساقط ولی اصل حجیت نوعی باقی است. از آنجا که جعل حجیت برای فرد مبهم محال است، تخییر در مقام ظاهری و عقلایی به عنوان نظام نهایی علاج باقی میماند.
کلیدواژهها: تعارض امارتین، حجیت أحدهما بلاعنوان، فرد مردّد، مبهم، عدم تعلّق صفت به غیرمتعین، نقد اصفهانی، کفایة، نهایة الدرایة، تخییر ظاهری، علم اجمالی، سقوط تعیین.